العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
312
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
صفتى است ثابت ، او را وقت و زمانى معين نيست كه تعيين شده باشد ، نه او را زمانى دراز است . آفرينش را بقدرت خود پديد آورد ، بادها را برحمتش پراكنده كرد ، زمين را به سنگها و كوههاى بزرگ ميخكوب كرد ، اساس دين شناختن اوست و شناخت كامل تصديق نمودن اوست ، تصديق كامل يكتائى اوست ، توحيد كامل خالص نمودن كردار براى اوست و اخلاص كامل اين است كه صفات زيادهاى بر ذات او تصور نكند زيرا كه هر صفتى گواهى ميدهد كه او غير از موصوف است و هر موصوفى گواهى ميدهد كه او غير از صفت است . پس هر كس خداى سبحان را تعريف كند براى او همتا قرار داده و كسى كه براى او همتا قرار دهد او را دو تا دانسته ، آنكه او را دو تا داند تقسيمش كرده ، آنكه او را تجزيه كند مسلم او را نشناخته ، آنكه او را نشناسد به سويش اشاره مىكند ، آنكه بوى اشاره كند او را محدود به حدى كرده آنكه محدودش كند او را شمرده كسى كه بگويد در چيست ؟ با چيزى او را ضميمه قرار داده ، كسى كه بگويد بر چيست ؟ بعضى مكانها را از او خالى دانسته . او هميشه بوده ولى از چيزى پيدا نشده ، پيداست نه از نيستى با همه چيز است نه مانند همتائى ، سواى هر چيزيست نه اينكه از آن كناره گيرد ، انجام دهنده است نه بحركتها و وسيلهها ، بينا بوده هنگامى كه آفريده نبوده تنها بوده هنگامى كه مكانى نبوده كه به آن انس گيرد و از نبودنش وحشت نكند آفريدگان را بدون انديشه آفريد ، ابتدا كرد ابتدا كردنى بدون روش و درنگ بىتجربه و آزمايشى كه از آن استفاده كند و بىآنكه در خود جنبشى پديد آورد ، بىاهتمام نفسى كه در آن اضطراب و نگرانى داشته باشد ، اشياء را از نيستى در وقت خود بوجود آورد و ميان گوناگون بودن اشياء سازگارى داد ، سرشت اشياء را ثابت و استوار كرد و آن سرشتها را لازمه اشياء قرار داد در حالتى كه داناى به آنها بود پيش از آفريدنشان و احاطه داشت بر اندازه و پايان